تبليغاتX
(¯`v´¯)عاشق بی معشوق(¯`v´¯)
 امسال دریا و امسال تولدم ....

پروازی بیش نبود

و این همه فاصله؟

که هفت کوه و هفت دریا بیافتد

بین من و داشته هایم

شاید کلامی

بتواند

پر کند این فاصله را:

"سلام"

بچه ها 31 تیر تولدمه !

نوزدهمین سالی که من «من» شدم، گرامی باد.

باشد که از این پس شود که به از این شود…

پی نوشت :

در جاده زندگی من هیچ چیزی دیده نمیشود اما دو چیز از کودکی همسفر من است یکی تنهایی و دیگری غم . واسم دعا کنید اوضاع خرابه .

|+| نوشته شده توسط زهــــــــــرا در و ساعت   
 قسمت . . .

قسمت . . .


زندگی من مثل شمع خرده خرده آب می شود ،

نه ، اشتباه می کنم _

مثل یک کنده ی هیزم تر است ،

که گوشه ی دیگدان افتاده

و به آتش هیزم های دیگر ، برشته و زغال شده ،

ولی نه سوخته و نه تر و تازه مانده ،


فقط از دود و دم دیگران خفه شده . . .


پی نوشت :

کدام پل ؟ کجای این جهان شکسته است که هیچ کس به خانه اش نمی رسد !!!

|+| نوشته شده توسط زهــــــــــرا در و ساعت